سلام به همه گلهای عزیز

 

اشک

 

لهجه اشکهای من

 

با همین واژه های معمولی

با خدا حرف میزنم هر شب

گرچه آن سوی آسمان برپاست

شب شعر ستاره ها در شب

با خدا حرف میزنم هر شب

با همان لحن آشنای نسیم

درد دل می کنم کمی با او

نرم و آهسته با صدای نسیم

حرفهایم اگرچه تکراری است

جمعه هایم اگرچه بی معناست

تا زمانی که با خدا هستم

ایم هر گفتگوی ساده دعاست

راستی اشک هم زبان دعاست

ساده با واژه های بی پایان

لهجه اشکهای من گاهی

می شود مثل لهجه باران

باز شب شد ، من و خدا هستیم

جمع ما ساده و صمیمانه است

در نفس های شاعرانه شب

جمع ما ، جمع شمع و پروانه است

 


 

رفتن

 

وقت رفتن :

چه آماده باشی چه نباشی روزی همه چیز به پایان می رسد.

دیگر خورشید طلوع نخواهد کرد و روزها ، ساعات و دقایقی وجود نخواهد داشت.

همه چیزهایی را که جمع کرده ای خواه ارزشمند باشد یا فراموش شده به دیگری منتقل خواهد شد.

ثروت و شهرت و پیروزی موقتی تو محو خواهد گردید. آنچه تصاحب کرده ای دیگر اهمیت نخواهد داشت.

کینه ها ، خشمها ، شکستها و حسادتهای تو سرانجام ناپدید خواهد شد. امیدها ، رویاها ، نقشه ها و فهرست برنامه هایت جملگی تمام خواهد شد. پیروزی ها و شکست هایی که روزگاری بسیار مهم به نظر می رسیدند رنگ خواهند باخت و به تدریج محو خواهد شد.

اهمیت نخواهد داشت که از کدام مکان آمده ای یا در کدام سمت جاده زندگی میکردی.

آنچه اهمیت دارد چیزی نیست که آن را خریداری می کنی ، بلکه چیزیست که خودت بنیان می نهی.

چیزی نیست که بدست می آوری ، بلکه چیزیست که به دیگران می بخشی. آنچه اهمیت خواهد داشت موفقیت تو نیست ، بلکه اهمیت و معنای وجودی توست.

آنچه اهمیت خواهد داشت چیزی نیست که تو آموخته ای ، بلکه چیزیست که به دیگران آموزش داده ای.

آنچه مهم خواهد بود لیاقت و توانایی ظاهری تو نیست ، بلکه شخصیت و ماهیت درونی توست.

آنچه اهمیت خواهد داشت تعداد افرادی نیست که تو می شناسی ، بلکه به همان تعداد افرادی است که وقتی از میان آن ها رفتی کمبود وجودت را حس کنند.

آنچه اهمیت خواهد داشت خاطرات تو نیست ، بلکه خاطرات آنانی است به وجود تو عشق می ورزیدند.

آنچه اهمیت خواهد داشت این است که در چه مدتی ، توسط چه کسی و برای چه چیزی در یاد و خاطره ها زنده خواهی شد... .

 


 

  با تشکر از همه شما دوستان گلم  

  که همیشه منو همراهی میکنین  

 


 

نوشته شده توسط عاشق فراری! در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 0:15 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت