آدم که دلتنگ می شود ..... چه فکرها که نمی کند...

چه اندیشه ها که در خیال خود ندارد....و چه رویاها

که گاه خنده را طرحی می کند بر لبان....

و که غم را بغضی می کند شکسته در سینه

تا در پی بهانه...

قطر اشکی جاری شود بر گونه ها...


 

نوشته شده توسط عاشق فراری! در شنبه سی و یکم شهریور 1386 ساعت 11:45 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت