سلام دوستان و همراهان خوب من و بلاگم...

 

من تقريبا 1سال و نيم اين بلاگ رو دارم و توي اين مدت با دوستان زيادي آشنا شدم و از اين موضوع هم خيلي خوشحالم....

(نميتونم اسمشون رو ببرم چون تعدادشون زياده و ميترسم اسم بعضي ها رو از قلم بندازم و ناراحت بشن)

 

ولي حالا بعد از اين مدت نوبت به خداحافظي من رسيده و تقريبا اين بلاگ تعطيل ميشه...

البته فكر نكنم بخوام كاملا تعطيلش كنم چون دلم نمياد(آخه خيلي واسش زحمت كشيدم)

 

ولي به مدت 2سال تعطيل ميشه(همه كه ميدونين پسرا 2سال كجا ميرن؟)

 

من هم روز 18 خرداد رفتني شدم به هرحال اين آخرين آپمه و ازتون ميخوام كه بلاگمو تنها نذارين اگه هم توي اين مدتي كه باهاتون بودم خوبي و بدي از من ديدين حلال كنين...

 

 

تنهايي

 

 

حرف دل:

 

به بلاگها كه سر ميزدم ، به تيترهاي مختلفي برخوردم :

عشق يعني قرباني شدن!!

كوچه پس كوچه هاي تنهايي!

من هم اي ياران تنها ماندم!

كلبه تنهايي!

خدايا عاشقاتو غم مده!

اشك غم!!

خنجر عشق!!

 

سوال.! ميخوام ازتون سوال كنم! اونم اينكه چرا؟ چرا به هر جوون و نوجوون ، به هركي كه هم سن خودمون(حالا 1-2 سال بالا ، پايين) بر ميخوريم و يا اينكه باهاشون هم صحبت ميشيم(حالا تو همين چت) همشون يا ماتمكده غم هستن يا حال و هواي خوشي ندارن يا دلشون داره از غصه ميتركه يا دوست دارن گريه كنن؟

 

چرا بيشتر ما جوونا هميشه و در همه حال نگرانيم؟ چرا چهره شاد داربم ولي تو دلمون غم هست؟ چرا نبايد دلامون شاد باشه؟

 

چرا همه عاشقن و از عشقشون حرف ميزنن ولي حرفشون از غم و تنهايي و دلتنگيه؟ اگه عاشقن و يه دوست كنارشون هست چرا پس حرف از دلتنگي و تنهايي ميزنن؟

 

دليل اينكه عاشق ميشن ولي پس از مدتي يكيشون ميزاره ميره ، چيه؟(چه پسر و چه دختر)

عشق يعني پرواز بدون بال به اوج وسپس سقوط به قهر و پستي ودل شکستگي فنا شدن.... چرا؟

 

*** اين حرفا يه نظريه هست(از خودم) ***

 

من فكر ميكنم دليلش اينكه هركي كه عاشق ميشه ، طرفش رو با تكيه به چشمهاش انتخاب ميكنه! يعني اينكه قبل از دوستي همديگه رو كامل نميشناسن....

 

بعد دوستي كه كم كم هميگرو ميشناسن و اخلاق طرف مقابل براشون آشكار ميشه يهو جيم ميزنن و كنار ميرن!

 

توي اين همه بلاگهايي كه سر زديم... خداييش چندتا بلاگ رو ديديم كه نويسندش حرف از شادي و خوشي بزنه؟(جز اونايي كه خرشون از پل گذشته!)

 

شايد واسه من كه تاحالا عاشق نشدم دركش سخت باشه (ولي درسته كه نخورديم نون و گندم ولي ديديم دست مردم.....)

 

ماها عاشق كسايي نميشيم كه عقلمون واسمون انتخاب كنه... ما عاشق ظاهر طرف ميشيم(مگه نه؟!!)

 

من عاشق نيستم و عشق رو تجربه نكردم... ولي خيلي خوب از تجربه ديگران استفاده كردم......(واسه همينه كه عاشق فراري هستم)

 

بهترين عشق واسه من خداست ، بعدش مادرم (چون هردوشون هم منو درك ميكنن و هم منو در هنگام تنهايي هام تنها نميذارن ، هردوشون دلسوزن)

 

چرا ماها به كسايي كه خوب نشناختيمشون بايد دل بديم؟ مگه ما چندتا دل داريم؟ آدمي زرنگه كه دل بدست بياره نه دل بده!!

 

واقعا كه هركي اين حرفو زده گل گفته : يادمان باشد خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بي دست و پايي نكنينم (دمش گرم)

 

 

غم زده

 

 

*** چند نفرتون با حرفهايي كه زدم موافقن هااااااا!!!!؟ ***

 


 

نوشته شده توسط عاشق فراری! در سه شنبه یکم خرداد 1386 ساعت 2:4 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت