بازگشت همه به سوي اوست

 

 فلك ديدي چه خاكي بر سرم شد

بعد از دو هفته از مرخصي اومدم كه مادرم رو ببينم ولي افسوس كه مادرم رفته بود.

مادرم ثبت نام كرده بود كه بره خونه خدا ولي حالا بدون ثبت نام رفته پيش خود خدا

من مادرم رو نديده\مادرم رفت...

 

 

 

 

مادر :

تا همیشه فراموشم باد فراموش کردنت. بر من ببخشایی که خدای بر تو ببخشاید ، گرچه می دانم بخشش من از تو بخشش نیست.

مادر ، بیا و این روزه هزاران روزه محبت را از قلب نا امید من بردار. چه شاعرانه گفت آنکه گفت گل پشت و رو ندارد. مادر ، رویت به خداست و پشتت به دعا. تنها پیامبر خداست که حق تو را بحق ادا فرموده و در شرح تو داد سخن را به داد ، داده است. آنجا که می فرماید " بهشت زیر پای مادران است.

همیشه با خود می گفتم : اگر توان روحی مادر در پدر بود و توان جسمی پدر در مادر ، چه قیامتی از زندگی در زندگی بوجود می آمد و به دنبال آن می گویم : افسوس! افسوس! افسوس!

اگر زن چنان است که تویی ، باید بگویم مرد در جایگاه زن جایی ندارد؛ زیرا زن در مقام مادر فرشته می شود؛ بلکه از آن برتر و سرتر. من همه خوبی ها را در خوب ترین زمان دیدن ، دیده ام. جمع خوبی ها در یک مکان ممکن نیست ، مگر در وجود نازنین تو مادر. اینک ای مادر! امروز به جبران جبر آن همه کوچکی هایی که در کوچکی هایم به تو ای بزرگ رسیده است ، وجدان مرا به ستایش تو محکوم کرده است؛ خوشا بر چنین محکومیتی. بزرگترین آزادی ها در بند بندگی خدا بودن است و بزرگترین بندگی خدا در بند عشق تو بودن است مادر.

 مادر جان خدا تورا بیامرزد

 برای شادی روح مادر عزیزم صلوات

 


 

نوشته شده توسط عاشق فراری! در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 7:29 قبل از ظهر موضوع عشق | لینک ثابت