سلام دوستان عزیز :

من یه مدتی از اینترنت به دور بودم و نمی تونستم کانکت بشم به خاطر همین آپ کردن بلاگم یه کمی طول کشید.

اولاً این که . روز تولد حضرت مهدی صاحب الزمان (عج) رو به همه تبریک میگم.

و به خاطر این که عقب نمونم مطالبی در باره این عید بزرگ میزارم تو بلاگم که امیدوارم خوشتون بیاد...........

 

امام مهدی (عج) : من زمانی قیام می کنم که بیعت هیچ طاغوتی را برگردن نداشته باشم.

 

 

او می آید...

انتظار واژه زیبایی است ، برای آنها که عشق دیدن روی یار را در دل دارند که عبور ثانیه ها به آنها مژده می دهد (( آن روز فرا می رسد. )) روزی که وعده حق تحقق یابد و با شمشیر عدالت مهدی (عج) ، ظلم و جور از بین برود. آنها که منتظرند و لحظه شماری می کنند تا تکسوار عشق با اسب سفیدی که یاران دلاورش او را همراهی می کنند ظهور کند تا نجواگر زمزمه محبت و دوستی در بین مردم باشد و به این امید هر روز بعد از ادای نماز ، کوچه ها را آب و جارو می کنند تا همه بدانند که منتظر یاری سفر کرده هستند و هر جمعه در دعای ندبه نگاه های منتظر عطر دل انگیزی را استشمام می کنند که رایحه آن جانفزاست.

حکایت انتظار ، قصه آشنای مومنین از قرنها قبل تا کنون است. از آن روزهایی که مهدی (عج) به امر خداوند از دیده ها پنهان شد تا چشم نامحرمان او را نبیند و کینه دشمنان دین و دیانت کارساز نباشد. اما از آن روزها این بارقه امید در دلها جوانه زد و این بشارت را به دلخستگان طریق معرفت داد که (( او خواهد آمد.))

(( او می آید )) تا واژه زیبای عدالت در جهان تحقق یابد که زیباتر از این واژه اجرای عدالت است.

(( او می آید )) تا دلهای تشنه محبت را از چشمه معرفت به حق سیراب کند.

(( او می آید )) تا با حضور خود به جهانیان ثابت کند که عدالت علی گونه زیباترین جلوه های معنویت و عشق است که می توان آن را اجرا کرد.

(( او می آید )) تا با عطر دل انگیز امامت و ولایت ، رهروان طریق عشق را رهبری صادق و آگاه باشد.

(( او می آید )) تا جلوه های زیبایی از حکومت عشق را بر دلها نشان دهد.

و هر یک از ما که عشق مهدی (عج) را در دل داریم هر صبح با این امید تلاش می کنیم تا زمینه ساز ظهور آقایمان باشیم. دلها را جلا می دهیم تا از چشمه وجودمان ، انسانیت ، مردانگی ، صفا و صمیمیت تراوش می کند.

مهدی (عج) خواهد آمد تا سکوت سنگین بی عدالتی ، ظلم و جور را بشکند که پژواک صدای او زیباترین زمزمه های عاشقانه خواهد بود.

 

 

 

در انتظار:

بیا وگرنه از این انتظارخواهم مرد

غریب و خسته تر از روزگار خواهم مرد

تمام ثانیه ها و دقیقه ها رفتند

ولی ز کندی ساعت شمار خواهم مرد

به دوش خسته من کوله بار فاصله هاست

و تا تحمل این کوله بار خواهم مرد

اگر که زود نیایی به روزها سوگند

برای مرتبه صدهزار خواهم مرد

 

 


 

نوشته شده توسط عاشق فراری! در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 ساعت 0:34 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت