تبليغاتX

www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws
Glittery texts by bigoo.ws

! عاشق فراری !

غزلهای عشقولانه

مثل همان روزها

من تو را مثل همان روزها می خواهم

مثل باران ، مثل همان روزهای آشنایی

نه مثل حالا ، نه مثل جدایی

من تو را همانند داهرا های دیروز ، نه مثل امروز

نه مثل پریروز

من تو را مثل عهد و پیمان های آن روز

نه مثل دیزور نه مثل امروز

من تو را ساده می خواهم ، ساده تر از کلام دوستت دارم

ساده تر از آفتاب میگویم ساده تر از دیروز

گوش به زنگ

می گم که دیوونه ترم

از همه عاشقا سرم

تنها منم تنها منم

که گوش به زنگ منتظرم

اگه بری من میمیرم

دستتو محکم می گیرم

هرچی بگی گوش می کنم

می دونی که سربزیرم

آره منم تنها منم

عشق تو مونده تو تنم

منم که هیچ وقت نمی شه

که زیر حرفم بزنم

باور کن عشقم آبیه

مثل شب مهتابیه

فکر نکنی حرفهای من

تمومشون قلابیه


 

نوشته شده توسط عاشق فراری! در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 ساعت 1:53 قبل از ظهر موضوع عشق | لینک ثابت


دوستان خوب

سلام به همه

از همه دوستانی که واسه من مطالب زیبا سند میکنن ممنونم...

دوستان خوب I LOVE YOU :

maziyar_shangolemahtab  : در آغاز هیچ نبود کلمه بود و آن کلمه خدا بود و او رازش را با تو در میان نهاد و مرا با نیازش به دست تنهائی سپرد پرسش را با من آغاز کرد و داد ترا از روح پرستش مخمری سازند معبود را در تو و همه معبدها را در من بساخت تا هر لحظه هزاران عابد درونم سر بر آستان تقدست سایند وآفرینشش را در روز ششم با سرگیجه و شیفتگی من بر حلقه پرستندگی تو به پایان برد و اینک من که سخت تنها مانده ام برای سرودن تو و آغازیدن خود همه فلسفه ها را به یاری جسته ام تمامی شعرهای جهان را.

reza_1988_17  : خوب می دانی كه در چشمت گرفتارم هنوز روز و شب خوابم ربودی باز بيدارم هنوز نازنين با من مگو دل بر كن از تكرار من گرتو تكرار منی جويای تكرارم هنوز گرچه تن زخمی و خاكی در رهت افتاده است نيست بر آيينه دل هيچ زنگارم هنوز فاش می گويم به تو ، با من غريبی ات چرا ؟ رمز و راز من تويی ، دنيای اسرارم هنوز من به پهنای اميد خود گل شوق تو را در ميان اين كوير تشنه می كارم هنوز.

s_s_s_m2005  : آسمان تاريکتر از هر لحظه شد گفته گو ها چون علفها هرزه شد جز جدايي چاره اي بهتر نبود لحظه اي شيرين تر از آخر نبود.

bamdade_khomarrr : دستانت را دور کمرم بگذار و لبانت را روی لبهام و از شیرینی وجودم بنوش .... از طرف نوشابه.

arosake_tanha_j14 : نه دیگه زنگ بزن نه دیگه off بزار نه دیگه میخوام ببینمت. فهمیدی یا نه؟؟ رفتم دکتر گفت مرض قند داری. پس نباید به عسلی مثل تو نردیک بشم.

lo30_3sot  : همه مردم 1% به دوستشون فکر ميکنن،2% به دوستايه نزديکشون فکرميکنن،3% به عشقشون فکر ميکنن،94% به انژي هسته اي فکر ميکنن!!!

rozbeh_farari  : تمام شب کنار برج ها منتظر می مانم صندليهای شکسته از آن من نيستند اگر آهسته صدايت می زنم نمی خواهم ستاره ها بريزند آخر سقفی ندارم که زير آن دستهايت را بگيرم و گريه کنم.

maz_496  : خانم‌ها مثل راديو هستند: هر چي مي خواهند مي‌گويند ولي هر چه بگويي نمي‌شنوند. خانم‌ها مثل شبکه اينترنت هستند: از هر موضوعي يک فايل اطلاعاتي دارند. خانم‌ها مثل چسب دوقلو هستند: اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد، ديگر بايد سيم را بريد. خانم‌ها مثل موتور گازي هستند: پر سروصدا، کم سرعت، کم طاقت خانم‌ها مثل رعد و برق هستند: اول برق چشمهاشون مي‌رسه، بعد رعد صداشون. خانم‌ها مثل ليمو شيرين هستند: اول شيرين و بعد تلخ مي‌شوند.

lo30_3sot   : يک دوست خوب مي گفت آدما مثل کتابند که تا وقتي تموم نشن جذابند پس سعي کن خودتو تند تند جلوي ديگران ورق نزني تا زود تموم بشي براي اين که وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن سراغ يک کتاب ديگه.

s_s_s_m2005   : نگو سرنوشتم اين بود ، دلم از بي کسي خونه ، حرفاي نگفته مونده ، ولي دل بايد بدونه ، اون که رفته ديگه هيچ وقت نمياد ، نمي خوام که باز بيايي اون چشاتومن ببینم ، بازدوباره من بميرم ، نميخوام باز بيايي تو تاريکيم بسوزي ، اخه حيف تو عزيزم که با من بموني ، عزيزم سرت سلامت هرجا رفتي هرجاهستي برو که دنيا دو روزه ، قلب تو هيچ وقت نسوزه نازنيم اينو نميگم که تو گريون ببنم ، الهي برات بميرم ، اشک تو هيچ وقت نبينم اينوميگم که دلم آروم بگيره اخه......


 

نوشته شده توسط عاشق فراری! در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 ساعت 1:43 قبل از ظهر موضوع عشق | لینک ثابت


لحظه ها را دریاب

لحظه ها را دریاب :

خیلی زود می رسه ، روزی که درست همین لحظه زندگیت مثل لحظه های قبل تبدیل به یک خاطره میشه. خاطراتی که گاهی زودتر از چشم به هم زدن ، به انتها میرسه ، اما میتونه اثرش عمیق باشه و تکون دهنده!!!

راستی تو در لحظه خلق اون خاطره ها چند بار به این فکر بودی که تو در حال ساختن یک اثر جدیدی؟ به صدای عقربه های ساعت گوش کن! لحظه ها هیچ کدوم برای ما نمی مانند هرچه قدر تردید کنیم فاصله بین ما و لحظه های قیمتی زندگی که بی خیال از ما میگذرند ، بزرگتر و بیشتر میشه و جبرانشون دشوارتر. بیا فکر کنیم از گذر این لحظه ، ما موندیم و یه خاطره. و این خاطره چی باشه تا لایق زندگی کردن بشه.

یادت باشه هیچ کدوم از لحظه ها صبر نمی کنند ، تا حتی اگر جا موندیم ، یک قدم فاصلمونو باهاشون کم کنیم.

 

من رو با نظرات خوب خودتون همراهی کنین


 

نوشته شده توسط عاشق فراری! در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 ساعت 1:33 قبل از ظهر موضوع عشق | لینک ثابت


جوک باهال

این هم جوکهای این هفته : ( مواظب خودتون باشید...)

 

تركه خودشو ( سند تو ال ) ميكنه دنيا خر تو خر ميشه.

 

به يه لره ميگن جوك بگو ميگه خيار. بهش ميگن اين بي مزه بود بامزه تر بگو ميگه خيارشور.

 

 

رفیق غضنفر باباش مرده بوده هی بی تابی میکرده. دوستاش بهش میگن برو دلداریش بده. میره پیشش میگه : ناپلون رو که میشناسی؟ این همه جنگ و جدال کرد آخرش مرد. انیشتن رو هم که میشناسی؟ این همه کشف و اختراع کرد آخرش مرد. بابای تو که هیچ گهی نبود ، تو اینقدر براش بی تابی میکنی.

 

به يه تركه ميگن محبوبترين تيم فوتبالي كه دوست داري چيه ؟؟؟؟؟ ميگه قربون جدش آسید ميلان.

 

تركه مي گوزه پرت مي شه جلو. مي گن چي شد؟ ميگه : تو دنده بود.!

 

 تركه به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟!  تركه ميگه: بابا من كه راضيم، ننم هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!

 

ترکه سر نماز موقع قنوت دستاشو برعکس ميگيره ، بهش ميگن آخه اين چه طرزشه ؟ ميگه : ميخوام ايندفعه از حفظ بخونم.

 

يه روز ترکه شورت گل دار ميپوشه ، ميگوزه گل هاش پژمرده ميشه.

 

به تركه ميگن نظرت در مورد زندگي چيه ؟ ميگه : مربع زندگي سه ضلع داره : ايمان و تقوا.

  

میدونی معنی کلمه ی love چیه؟ l : لایق دوست داشتن بودن o:امیدوار بودن به اینده ای روشن v : وفا دار بودن در عشق e: انرزی هسته ای حق مسلم ماست.

 

يک روز يک گداي ميره دره يه خونه رو ميزنه پسره مياد دم در گداي ميگه ميشه يک ليوان اب بدي به من پسره ميره چند دقيقه ي بعد با يک کاسه شير مياد گداي کلي حال ميکنه ميگه بزار بهش بگم يک ليوان ديگه هم بياره پسره تا 3 بار اين کار رو ادامه ميده گداي شک ميکنه ميگه چي شده انقدر به من ميرسي پسره ميگه اخه تو ظرف شيرمون موش افتاده بود گداي عصباني ميشه ظرف شير رو ميشکنه پسره ميگه مامان مامان ببين اين اقاهه ظرف غذاي سگمون رو شکست.

 

     من رو با نظرات خوب خودتون همراهی کنین


 

نوشته شده توسط عاشق فراری! در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 ساعت 1:23 قبل از ظهر موضوع عشق | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws
Glittery texts by bigoo.ws

>