تبليغاتX

www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws
Glittery texts by bigoo.ws

! عاشق فراری !

سخته واقعاً

سخته قبولش :

گاهی سخته گفتن آنچه درون ماست / گاهی سخته قبول آنکه عاشق شده ای

خدایا دیگر طاقت دوری و انتظارم نیست / اگر باز هم... ، و اگر باز هم او

قلبم خسته است ، خسته تازه التیام یافته !!!!

آخر مگه تا کی ، تا کجا. / می توان این قلب خسته را وصله کرد؟؟؟

روزی میرسد که دیگر وصله ای بر آن نتوان کرد / آن وقت چه کنم خدایا !!!

می دانی که با تو ام / با تو که تو غربت دلت گرفته

حرفایت دلم را لرزاند ، چون قدیما / اشک مریز ، گریه مکن

با تو هستم و می مانم در کنارت

اکنون دیگر می توانم بگویم که قلبم نزد توست

آن دورها …… ، اما چه نزدیک

من دیگر چه دارم ، که بمانم؟؟!!!!!

همه چی در دست توست……

eshgham_ko0o0_z


 

نوشته شده توسط عاشق فراری! در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384 ساعت 1:56 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


حرفهاي بزرگ و حرفي از بزرگان

مثلها :

مثل فرانسوي : مردي كه به خاطر " پول " زن مي گيرد، به نوكري مي رود.

مثل آلماني : زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ي خرابه هم زندگي مي كنند.

مثل تركي : اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار.

مثل تركي : اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از اودور نگه دار.

حرفی  از بزرگان:

امام رضا (ع) : سکوت وسیله ای برای جلب محبت دیگران و راهنمای خوبیهاست.

سلن : دوستان خود را به تعجیل ، تدارک نکن و نیز به تعجیل ، از خود دور مساز.

دکتر آلبرت شوایتزر : هیچ مسوولیتی در جهان ، بزرگتر از انسان بودن نیست.

کونه ورسیه : مردان ، قانون وضع می کنند و زنان ، اخلاق به وجود می آورند.

( همین کارا باعث میشه که مردم یه قرون اخلاق ندارن )


 

نوشته شده توسط عاشق فراری! در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384 ساعت 2:54 قبل از ظهر موضوع عشق | لینک ثابت


نشد که بشه

 

: ديشب دوباره ديدمت اما خيال بود تو در كنار من بشيني محال بود هر چه نگاه عاشق من بي نصيب بود چشمان مهربان تو پاك و زلال بود پاييز بود و كوچه اي و تك مسافري با تو چه قدر كوچه ما بي مثال بود نشنيد لحن عاشق من را نگاه تو پرواز چشم هاي تو محتاج بال بود سيب درخت بي ثمر آرزوي من يك عمر مانده بود ولي كال كال بود گفتم كمي بمان به خدا دوست دارمت گفتي مجال نيست و ليكن مجال بود يك عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود سهم من از عبور تو رنج و ملال بود.

ghalbe_ashegh_19  


 

نوشته شده توسط عاشق فراری! در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384 ساعت 2:50 قبل از ظهر موضوع عشق | لینک ثابت


با کلاس شويد

روشهای با کلاس شدن:

1-  فقط آب معدنی بخورید چون کلاس داره !!!!

2-  برای هر ده انگشت خود انگشترهای نگین دار بخرید ( حالا هر رنگی ) چون کلاس داره !!!!

3-  یکی دو تا از کتابهای پائولو کوئیلو رو بخونید و برای دیگران تعریف کنید ( الیته من خودم که سر در نمی آرم ولی مهم نیست ) مهم اینکه کلاس داره !!!!

4-  سرپاچه های شلوارتون و آستینهای لباستون رو نخ ، نخ کنید ( حالا مهم نیست که بهتون بگب سرخپوست... ) مهم اینه که کلاس داره !!!!

5-  شبانه روز عینک آفتابی به چشماتون بزنین ( مهم نیست هوا ابریه یا بارون میاد ) مهم اینه که کلاس داره !!!!

6-  عکسهای دوران بچگی خودتون رو قاب کنید بزنید به دیوار ( حالا اگه عکساتون خیلی بی ریخت بود مشکلی نیست از عکسهای دیگرون می تونید استفاده کنید ) آخه کی به کیه!! مهم اینه که کلاس داره !!!!

7-  وقتی می خواین از خونه برین بیرون هف هش تا کتاب بزگ و قطور بگیرید دستتون   ( هرچی کتابها بزرگتر باشه بهتره فکر اینو که دستاتون خسته میشه نکنید ) مهم اینه که کلاس داره !!!!

8-  اگه پاچه های شلوارتون بلنده تاش بزنید (  البته دیگه الان تمام شلوارا کوتاه هستند ) مهم نیست که بهتون بگن داره میره فرش بشوره!! مهم اینه که کلاس داره !!!!

raze_del_66


 

نوشته شده توسط عاشق فراری! در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384 ساعت 2:40 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


به یمن عشق

مرا مات تماشا می کنی یا نه؟؟

نگاهم را شکوفا می کنی یا نه؟؟

تمام لحظه های سرد و تارم را

به یمن عشق زیبا می کنی یا نه؟؟

چو باران می وزی بر خاطرات من

شبم را محو رؤیا می کنی یا نه؟؟

پگاهی سایه سرد شب غم را

تو از روی سرو وا می کنی یا نه؟؟

منِ گمگشته در پسکوچه شب را

تو می گردی و پیدا می کنی یا نه؟؟

دل آواره خانه به دوشم را

به زیر سایه ات جا می کنی یا نه؟؟

دلم را می سپارم دست عشق تو

بگو ما را شکوفا می کنی یا نه؟؟

برای پاسخ این عشق رؤیایی

دوباره دل دل می کنی یا نه؟؟

پر از احساسِ وهم و شک و تردیدی

هنوز آیا و اما میکنی یا نه؟؟

برای دیدنت دلتنگم اما تو

هنوز امروز و فردا می کنی یا نه؟؟

sara_girl_nanas


 

نوشته شده توسط عاشق فراری! در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384 ساعت 2:29 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


و اما جوکهای این هفته :

يه روز به يه تركه ميگن پيامبر كي به رسالت رسيد . ميگه والا من سيدخندان پياده شدم.

 

يه روز يه خانومه داشته با اتوبوس مسافرت ميكرده خانومه يه باد ازش ول ميشه وهمه نگاه ميكنن يه لره جلوتر نشسته بوده وجريانرا كه ميبينه مگيه ببخشيد من بودم وميشينه بعد از چند دقيقه خانومه ازش تشكر ميكنه وميگه شما ابرويه من را خريديد اين ادرس منه شوهرم ريس فلان كارخانه ست ميگم اگه خاستي يه كارخوب بهت بده لره كه بيكار بود يهو خوشحال ميشه وبلند ميشه وميگه اقايون خانوما از اينجا به بعد هر چي اين خانوم گوزيد پا يه حساب من

 

يه روز يه لره به خدا شكايت ميكنه كه اي خدا چرا همه اينقدر به تركها ميخندن وبه ما لرها نميخندن از خدا ندا ميرسه كه شما هم كار خنده دار انجام بديد تا به شما هم بخندن لره يك توربزرگ ماهيگيري برميداره و پهن مي كن وسط بيابون بعد از چند دقيقه مي بينه يه تركه با قايق موتوري از جلوش رد ميشه

 

يه روز يه فارسه به يه تركه ميگه شما به خر ميگين داداش تركه ميگه اره داداش

 

پيرمردي از جلوي پارک رد ميشده ميبينه که همه ي مردم جيغ زنان از پارک بیرون مي آيند . خوب که نگاه ميکند ميَبينه ترکه به گردن سوسمار يک قلاده انداخته و با خود به پارک آورده . پيرمرد به او مي گويد آخه مرد حسابی کسی سوسمار را به پارک نمي آره ببرش باغ وحش. ترکه قبول مي کنه و از پارک مي رود. فردای آن روز پير مرد بار ديگر از جلوي همان پارک رد مي شود و ميبینه که بازم مردم جيغ زنان از پارک فرار ميکنن ميبينه که ترکه با سوسمارش به پارک آمده . به او ميگويد مگه نگفتم ببرش باغ وحش؟ ترکه ميگه ديروز بردمش باغ وحش امروز آوردمش پارک!!!

 

ترکه ماشین میخره پشتش مینویسه یا زهرا یا هیچکس

 

يك روز در تونگ ماهي شراب مي ريزتد بعد ماهي از تونگ مي پره بيرون ميگه "بي خيال گربه"

 

اگه گفتین قزوینیاچجوری سفره میندازن خب معلومه دیگه سفره رو میندازن زمین بعد صندلی میزارن

 

به تركه ميگن به نظرتو ترك ترين خواننده كيه؟ ميگه: حبيب مي پرسن چرا؟ ميگه اخه گيتار ميزنه بعد ميگه صداي دهل مي اد......

 

به يك تركه ميگن انگشتان دست رانام ببر ميگه:شصت ومجاورشصت و وسطي و يكي مونده به آخري وآخري

 

يه روز از تركه مي پرسن نظرت درباره خدا چيه؟ تركه ميگه خدا خيلي خوبه هيچكس تابحال ازش بدي نديده ابوالفضل نگهدارش باشه

 

يك روز يك تركه 2تا پيراهن مشكي با هم مي پوشه بهش ميگن چرا 2تا پيراهن با هم پوشيدي ميگه اخه پدر مادرم با هم مردن

 

ترکه در قرعه کشی بانک شرکت می کنه بهش شش ماه زندان می افته.

 

به تركه ميگن چرا ترك شدي؟! ميگه: ايلده جوون بوديم، امكانات كم بود، پيش اومد ديگه! ميپرسن: پس چرا لر نشدي؟ ميگه: نه بابا، ديگه اونقدرها هم امكانات كم نبود!!!!

 

اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه اخر نوار ببینه شام می دهند یا نه.

 

یه بار ترکها تبریز روگلباران کردند 74 نفر کشته شدند بعد که تحقیق کردندفهمیدندکه گلها را با گلدان پرتاب کردهاند.


 

نوشته شده توسط عاشق فراری! در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384 ساعت 0:28 قبل از ظهر موضوع عشق | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws
Glittery texts by bigoo.ws

>